ای دیو سیاه ، ای ریاضی !
تا چند پی عذاب جان ها
بر حیله و جور دست یازی ؟ *
چسبیده به ما تویی چو سقز
بل چون کنه،لا،چو چسب رازی
یا لیتک لحظه و آنا
هاجرت و کنت فی المفازی! **
لیکن چو توان این ندارم:
با دمب پلنگ و شیر،بازی،
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله ی کار خویش گیرم***
ای کاش که می شدی به جارو
بسترد نشان و نام،از او
بیمار شدم ز دست این دیو
نبضم بتپد چو نبض میگو !****
سینوس و کسینوس و کتانژانت
فتنه ست و زلازل است و جادو
با مساله هاش دست ما را
بگذاشته در غشای گردو
چون نیست از او گزیر و در من
چون نیست توان جنگ با او،
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله ی کار خویش گیرم
ای درس سیاه قلب تاریک
گردنم مقابل تو باریک !
زشتی و پلید و دیو سیرت
هر چند که هست ظاهرت شیک
جابر چو تو نیست در مدارس
ظالم چو تو نیست در ممالیک
از جور تو آتشی گرفته ست
برد و گچ و تخته ها و ماژیک
تنها که نمی شود،ولیکن
با چند رفیق خوب و فابریک،
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله ی کار خویش گیرم
*آخه ریاضی ارزش رعایت قافیه ی خطی رو داره؟!
** من نتونستم حرکه گذاری کنم! خودتون که سواد دارین؟ اون هاجرت آخرش یه فتحه داره،کنت هم ضمه،لحظه و آنا هم با تنوین فتحه خونده میشه!
***در بعضی نسخه های کلیات سعدی این بیت ذکر شده،ولی سرقتی ادبی بیش نیست!
****تلمیح به سخنان گرانقدر نابغه پزشکی کره ی جنوبی